ایران و اسرائیل

 

پاسخ ناصر کرمی به گفتار ویدئویی آقای کیانوش توکلی (مسئول سایت ایران گلوبال)، در مورد تهدیدات

جنگی اسرائیل

● با اوج گیری بحران در خاورمیانه بویژه در کشور سوریه، و با افزایش تشنج و برقراری فرهنگ دیالوگِ شرایط جنگی بین جمهوری اسلامی و حکومت اسرائیل، گروه فرهنگ گفتگو با سرپرستی آقای کیاتوش توکلی، بدرستی  و به موقع  در سه شنبه گذشته 21 ماه آگوست 2012 موضوع بحث پالتالکی را:«تهدیدات جنگی اسرائیل و واکنش اپوزیسیون ایران » را انتخاب کرد.

● از آنجا که من در همان اوّل با  انتخاب عنوان این بحث مشکل داشتم، هدفمند در این جلسه شرکت کردم و در سه نوبت به باز کردن این موضوع انتخاب شده پرداختم که قسمتهای  اوّل و دوّم صحبت من در آرشیو رادیو البرز بخش و ضبط  و در سایت ایران گلوبال هم انتشار یافته است.

● من همچنان بر این باور هستم که ملّت و حکومت اسرائیل تا کنون برعلیه ملّت و سرزمین ایران قصد جنگی را نداشته و نخواهد داشت، در مقابل این نظام جمهوری اسلامی میباشد که از آغاز شکل گیری خود جنگ روانی و نظامی و تروریستی را بر علیه و برای سرنگونی حکومت و ملّت اسرائیل براه انداخته است.  رهبران نظام اسلامی بارها اعلام داشته اند که قصد پاک کردن سرزمین اسرائیل را از روی نقشهءِ کرهءِ زمین را دارند و بارها ملّت یهود را غدهءِ سرطانی نامیده اند.

● پیشنهاد من به برگزار کنندگانِ جلسه این بود که بجای عنوان انتخاب شده: « تهدیدات جنگی اسرائیل و واکنش اپوزیسیون ایران »، درست این بود که نوشته شود،: « عکس العمل و یا رآکسیون امروز اسرائیل در مقابل تهدیدات جنگی نظام اسلامی تهران در عرض 34 سال برای نابودی این کشور چیست ؟

و اضافه کردم از آنجا که نظام جمهوری اسلامی یک سیستم عقب ماندهءِ دینی ولایت فقیهی قرون وسطایی مستبد و متمرکز غیر دمکراتیک است که تمام قدرت سیاسی، اقتصادی، نظامی، سیاست درونی و سیاست خارجی در دست یک نفر بنام رهبر انقلاب قبضه شده است و رئیس جمهور و پارلمان و مردم و اپوزیسیون خارج از ساختار این نظام، کوچکترین نقشی در تصمیم گیریهای کوچک و کلان ندارند، تا بتوانند در امر جنگِ نظام اسلامی و اسرائیل دخالتی داشته باشند.

● فشردهءِ باور و نظرات من این هست که : عامل جنگ و تهدیدات جنگی ملّت و حکومت اسرائیل نیست، بلکه این نظام جمهوری اسلامی غدهءِ سرطانی در جهان میباشد که عامل همهء مسائل و بحرانهای موجود میباشد و اپوزیسیون ایران باید بجای اسرائیل نظام جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار دهد تا از سیاست های غلط و ضد ایرانی و از شعله ور کردن جنگی ناخواسته بین دو ملّت ایران و اسرائیل دست بردارد. امروز تنها چیزی را که ملّت و حکومت اسرائیل نمی خواهند جنگ بر علیه ملّت و سرزمین ایران هست !. بنا بر این کلید راهگشای همهء مسائل نزد علی خامنه ای جنگ افروز هست. ملّت اسرائیل مانند ملّت ایران خود قربانی اسلامگرایی در خاورمیانه و جهان میباشد.

● در پاسخ آقای توکلی، که آیا من از حملهء اسرائیل به ایران کف خواهم زد : نه اینکه من برای حمله اسرائیل به ایران کف نخواهم زد و شوق و ذوقی ندارم، تازه هر فرد و گروه و یا هر قوم و قبیله و یا نژاد و کشوری و یا قدرتی که به سرزمین ما حمله کند آنرا با شدت تمام محکوم کرده ام و خواهم کرد. از خیلی وقتها پیش هم به جوانب مختلف حملهء احتمالی ارتش اسرائیل به ایران پرداخته ام، دوستی باستانی تا کنون ایرانیان و مردم یهود را یاد آوری کرده ام، جبهه بندیها در خاورمیانه و شمال آفریقا را با جایگاه  و وظیفهءِ ایرانیان و ملّت یهود را مطرح کرده ام، بر همکاری و نوزایی پان ترکیسم و پان عربیسم ( پان اسلامیسم) که در مجموع ضد ایرانی و ضد اسرائیل هستند تأکید بسیار داشته ام،

اتحاد استراتژیک ایرانیان و ملّت یهود را ضرورت دانسته ام، بارها در گفتار و نوشتار بلند گفته ایم، که ما ایرانیان با مردم یهود اختلاف مرزی و جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، و دینی نداریم، اسرائیل رقیب نفتی و انرژی و اقتصادی ما هم نیست، اسرائیل تنها ساختار حکومت دمکراتیک را در منطقه دارد، به رهبران اسرائیل هشدار داده ام که با حمله به ایران ملّت اسرائیل تنها دوست باستانی خود یعنی ملّت ایران را در منطقه ازدست خواهد داد، به آنها هشدار داده ام که حکومت ولایت ققیه علی خامنه ای جنگ افروز به ملّت و سرزمین ایران ربطی ندارد، اینها سرزمین ایران را تسخیر کرده اند، به رهبران اسرائیل هشدار داده ام که نابودی ایران دردی را برای ملّت اسرائیل درمان نخواهد کرد، ویرانی ایران در منطقه باعث تقویت پان ترکیسم و پان عربیسم در منطقه هست، و پس از ایران  این دو پان ملّت و سرزمین اسرائیل را مورد حمله چند جانبه قرار خواهند داد.

● طبق تحلیل درست و آینده نگری یاد آور شده ام که  اسرائیل و ایرانیان رقیبان مشترک در منطقه و جهان دارند، و در پایان به روشنی در مقاله ای تحت عنوان:«حملهء ارتش اسرائیل به ایران، حمله به خود ملّت اسرائیل هست » به عواقب بسیار وخیم این جنگ و درگیری احتمالیِ آن برای دو ملّت اسرائیل و ایران پرداخته ام. پان ترکیسم و پان عربیسم این رقیبان ایران و اسرائیل از جنگ بین ایرانیان و حکومت اسرائیل بهترین بهره برداری، سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی، و ژئو پُلتیک را خواهند کرد.

این دو پان هستند که کف خواهند زد و حورا خواهند کشید، چرا که دو رقیب تاریخی و فرهنگی  آنها به جان همدیگر افتاده اند، علی خامنه ای به منظور تأمین منافع تُرک تباری اهداف حکومت ترکیه را به پیش می برد، ایران را در مقابل اسرائیل گذاشته است، افکار جهانی را هدفمند بر روی جمهوری اسلامی و اسرائیل متمرکز کرده تا دست و خیال کشور ترکیه را در چپاول و غارت منطقه آزاد بگذارد،

◄عملگرد علی خامنه ای با اسرائیل مانند خمینی قبل ازجنگ با عراق هست

● در جایی دیگر از صحبت های خود با استناد به سخنرانی آرشیو شدهء دکتر شاپور بختیار در مورد علل جنگ هشت سالهء ایران و عراق که به تازگی انتشار یافته است که گفته اند: [… خمینی برای دخالت در کشور عراق و سرنگونی صدام حسین به تمام امکانات متوسل شد، شعیان را در عراق و در سایر کشورها بر علیه او سامان داد، با مخالفان صدام در کشورهای عربی از جمله با سوریه دست اتحاد داد، جریانات تروریستی در عراق را پیش بینی کرده بودند، به جابجایی نیروهای نظامی و نیروهای شبه نظامی در مقابل عراق اقدام کرد، قرارداد 1975 الجزایر را  بی اعتبار خواند و بسیار مسائل دیگر، صدام حسین که منتظر بهانه ای بود موقعیّت را غنیمت شمرد و به ایران حمله کرد، ولی دکتر بختیار در نتیجه گیری صحیتهای خود گفت: با وجود اینکه خمینی به همه امکانات ممکن بر علیه عراق و صدام حسین دست زد، امّا طبق قوانین بین المللی صدام و ارتش عراق محکوم هست که به سرزمین ما حمله کرده است…].

● اینک که دستگاه نظام جمهوری اسلامی و علی خامنه ای نداشتن مشروعیّت مردمی خود را از آغاز تا کنون بروشنی میبیند و لمس میکند و در بین مردم دیگر جایگاهی ندارد،  و در جهان منزوی و بیرون رانده شده است، علی خامنه ای مانند خمینی برای کسب مشروعیّت اجباری و سرکوب جنبشهای دمکراسی خواهی فراگیر در ایران به هر اقدامی متوسل میشود و  کشور و حکومت اسرائیل را از طرق مختلف تحریک میکند تا ارتش اسرائیل برای حفظ بقای ملّت اسرائیل در مقابل تهدیدات علی خامنه ای به ایران حمله کند. اینجاست که من چندین بار هوشیاری رهبران و سیاست مداران اسرائیلی را جویا شده ام که آنها نباید با اندیشهءِ حملهء به ایران، بهانه بدست علی خامنه ای بدهند، حکومت اسرائیل باید مناسب ترین راه با کمترین هزینه را انتخاب کنند.

 ◄ تأسیس کشوری بنام اسرائیل از نگاه اپوزیسیون ایرانی

● گرچه بررسی  تأسیس کشور اسرائیل  نیازمند پرداختن به یک پروسهءِ طولانی تاریخی و سیاسی خاورمیانه دارد، امّا من بطور بسیار مختصر در صحبت های خودم نتیجه گرفتم که ایجاد کشوری بنام اسرائیل، تصمیم قطعی سازمان بین الملل بوده و یک شبه آمریکا و اروپا و کشورهای مسیحی آنرا بوجود نیاورد ه اند. در سال 1993 میلادی در قرارداد اسلو کشوری بنام فلسظین را هم در کنار کشور اسرائیل به رسمیّت جهانی شناختند، پس چرا اپوزیسیون ایرانی به این قرارداد اهمیّتی نمیدهد و حقوق دمکراتیک و امنیّت مردم اسرائیل را هم در مقابل 400 میلیون اعراب به رسمیّت نمیشناسد، چرا علی خامنه ای خواهان پاک کردن کشور اسرائیل از روی نقشهء کرهء زمین هست ؟!.

● نابودی کشور اسرائیل چه سودی برای ما ایرانیان دارد ؟. بطور کلی جنگ بین اعراب و اسرائیل به ما ایرانیان چه مربوط هست ؟ ما هم مانند سایر جهان دمکراتیک خواهان صلح بین اسرائیل و مردم فلسطین هستیم، جهان عرب خود کشوری بنام اسرائیل را به رسمیّت شناخته و با آن روابط دیپلماسی و اقتصادی دارد، چرا علی خامنه ای ملّت و سرزمین ایران را در مقابل کشور اسرائیل گذاشته و میخواهد آنرا از بین ببرد و به نمایندگی بیش از یک میلیارد مسلمان جهان میخواهد بیت المقدس را آزاد کند ! آزادی بیت المقدس چه سودی برای ما ایرانیان دارد !.

● متأسفانه اپوزیسیون ایرانی در هر طبقه و جبهه و با هرجهان بینی  به مسئلهء وجود کشوری بنام اسرائیل نگاه ایدئوژیک دینی و مارکسیستی داشته و با برداشتهای قشری و روایتی و تاریخ شفاهی هیچگاه از دیدگاه دمکراسی و لیبرال دمکراسی و سوسیال دمکراسی و با تحقیق درست در تاریخ مستند سرزمین  فلسطین به مسئله نگاه نکرده است، و پیوسته به ملّت و حکومت اسرائیل با نگاه نفرت نگریسته است، تو گویی مردم اسرائیل اصلأ به سرزمین فلسطین تعلقی نداشته و این مردم را آمریکا و اروپا و جوامع مسیحیّت از کرهء مریخ بر زمین فلسطین پایین آورده و مردم عرب تبار فلسطین را خانه به دوش کرده است.

ملّت یهود و اسرائیلی از مردمان بومی و اصلی سرزمین فلسطین هستند، وجود حکومتها و پادشاهان یهودی، تاریخ مستند آنتیک فلسطین، در کتب های دینی و مقدس، و در منابع علمی و باستان شناسی دیگر همه حاکی از تأیید وجود مردم اسرائیل در کنار نژاد سامی و غیره در سرزمین فلسطین هست. حداقل  کوروش کبیر بیش از 300 سال قبل از میلاد با فتح بابل اسیران یهودی را آزاد ساخت و با کمک سرداران ایرانی آنها را تا سرزمین فلسطین امروز همراهمی کردند و با سرمایه های هخامنشیان معبد گاه آنها را دوباره بازسازی کردند. با لشکرکشی رُم باستان به سرزمین فلسطین و با تسخیر و غارت اورشلیم باعث پراکندگی مردم یهود شد. با رشد حرکت ضد مردمان سامی در روسیه و فرانسه و بعد از آن در زمان نازیسیم در اروپا،  برخی از مردم یهود جان سالم بدر برده از نازیسیم ، قصد بازگشت به سرزمین گذشتگان خود یعنی فلسطین شدند.

● تا قبل از جنگ جهانی اوّل هژمونی خاورمیانه را پان اسلامیسم تُرکان عثمانی داشتند، در فاصلهء بین دو جنگ جهانی اوّل و دوّم کنترل قطعی و همه جانبهء خاورمیانه و خاور نزدیک را قدرت استعماری بریتانیا داشت. در همین زمان هم قیمومیّت قطعی سرزمین فلسطین را که در آن یهودیان و اعراب بسر می بردند را انگلستان بر عهده داشت. کشور انگلستان از مهاجرت و پذیرفتن حتّی یک نفر یهودی در سرزمین فلسطین سر باز رد. در صورتیکه همهء کشورهای دمکراتیک جهان از مهاجرین یهودی را پذیرفتند.

● کشور انگلستان درخواست پرزیدنت وقت آمریکا آقای تورمن که مهاجرت یکصد هزار نفر یهودی به فلسطین  را مطرح کرده بود، رد کرد. یهودیان ساکن فلسطین به طرفداری از پیشنهاد پرزیدنت آمریکا  بر علیه تصمیم انگلستان و نپذیرفتن یهودیان دست به راهپیمایی زدند. در ادامه مسئله به درگیری بین یهودیان و اعراب ساکن فلسطین منجر شد که این جریان چنان اوج گرفت که دیگر کنترل آن از حکومت انگلستان ساخته نبود و در نهایت انگلستان مسئولیّت مسئلهءِ مردم یهود و عرب در فلسطین را رسمأ به سازمان ملل واگذار کرد.

◄ تأسیس کشوری بنام اسرائیل  در سال 1947 میلادی

● در چهاردهم ماه مه 1947 میلادی فرستادگان اردوگاه سوسیالیسم یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق به سر گردگی  آندریو گرومیکو در مرکز سازمان ملل متحد سخنرانی ایی مبنی بر ضرورت تشکیل حکومت اسرائیل در سرزمین فلسطین را مطرح کرد، ایالات متحدهء آمریکا که در بیرون راندن انگلستان از خاورمیانه و از سرزمین فلسطین با اتحاد جماهیر شوروی همسو بود به ایجاد کشور اسرائیل از خود رغبت نشان داد و تأسیس کشور بنام اسرائیل در سازمان ملل به تصویب رسید.

● 1948 میلادی ارتش شش کشور عربی به حکومت نوپای اسرائیل حمله کردند که با شکست مواجه شدند. در جنگهای بعدی اعراب بر علیه اسرائیل همه با شکست اعراب پایان پذیرفت. اکنون بیش از 60 سال از قبول تأسیس کشور اسرائیل در جامعهءِ جهانی  میگذرد، چرا  نظام ولایت فقیه در عرض 34 سال میخواهد مخالف افکار جهانی  و بر علیه رأی سازمان ملل متحد سرزمین و ملّت ایران را برای سرنگونی کشور اسرائیل بکار گیرد. نتیجهء این سیاست ما و سرزمین ما را به کجا خواهد کشاند ؟!. از همه چیز که بگذریم آیا نظام جمهوری اسلامی توانایی آنرا دارد که کشور اسرائیل را نابود کند ؟ تا آنجا که به بیرون رخنه پیدا کرده است کشور اسرائیل دارای 200 بمب اتم هست، نظام جمهوری اسلامی چند تا بمب اتم دارد ؟

◄ نابودی اسرائیل اساس هویّت نظام جمهوری اسلامی است.

● در ادامهء بحث در این جلسه با استناد به تحقیقات در نوشتار های خود بیان داشتم که جنبش اسلامگرای و اساس شکل گیری انقلاب 57 حاصل اندیشهء ایرانی و برخاسته از چهرهء واقعیّتها جامعهء ایرانی در آینهء تاریخی نبوده و نیست. استراتژی ضد اسرائیلی و سرنگونی آن از سوی علی خامنه ای ریشه در تزهای دینی ایدئولوژیک جامعهء عربی از اوایل قرن 19 سید قطب مصری، شیخ عبدالله عزام، و بعد از یاسر عرفات، بن لادن، شیخ یاسین از حماس، شیخ رحمان از گروه مجاهدین مصری و غیره دارد. که  پلاتفرم دینی آنها : 1- مبارزه با کشورهای غربی، و نفی فرهنگ و ارزشهای غربی 2- مخالفت سرسخت با عصر مدرنیته و دست آوردهای آن 3– علّت عقب ماندیگی کشورهای اسلامی را پذیرش فرهنگ غربی و عصر مدرنیته میدانستند که برای پیش برد این مبارزه سه مدل : 3- 2- 1 را ارزیابی کرده اند،

 ◄ مدلهای 3- 2- 1 بینادگرایان اسلامی در جهان و استراتژی جمهوری اسلامی

● در ادامه بحث در این جلسه من گفتم که موضعگیری نظام جمهوری اسلامی به رهبری علی خامنه ای امروز در حقیقت ربط چندانی به مردم عرب فلسطین ندارد و موضوع یک سلسله جریانان ایدئولوژیک میباشد و کوتاه اشاره کردم که سالهای 1970 میلادی که رواج انقلابات اجتماعی بود امروز دیگر نقشی را بازی نمیکند. 1970 که شدت جنبشهای اتنیکی و ناسیونالیستی بود امروز کم رنگ شده است، آنچه در این سالها برجسته شده است جهان بینی و ایدلوژیکی کردن جهان از سوی اسلامگرایان بر پایهء دین اسلام میباشد که یکی از شاخص های اصلی تروریسم را در جهان شامل شده است. که مدل 3/2/1/ بر پایهء آن بنا شده است. روشنفکران دینی ایرانی اجرا کنندهء این مدلها بوده اند.

● منظور از مدل 3 سه دشمن اصلی هست که عبارتند از: / کشورهای غربی و جهان مسیحیّت/ یهودیان جهان و کشور اسرائیل/ حکومتهای کشورهای اسلامی هست که از برنامهء کشورهای غربی حمایت میکنند تا مسلمانان جهان را تحت ستم قرار دهند و در حال حاضر نمیگذارند که اسلامگرایان واقعی چهرهءِ واقعی خود را نشان دهند و اهداف خود را عملی سازند

مدل 2 چگونگی حملهء دشمنان به جهان اسلام هست که یا بوسیلهء ارتش خود مستقیم سرزمین های مسلمانان را تسخیر میکنند (حملهء فیزیکی) و حملهء دیگر تهاجم فرهنگی جوامع غرب(حملهء روانی) به منظور جایگزینی ارزشهای غربی در جوامع اسلامی میباشد.

مدل 1 برای مقابله با دشمنان اسلام و مسلمانان فقط یک راه وجود دارد و آنهم فقط جهاد هست، جهاد در سرزمینهای تسخیر شدهء مسلمانان(ازجمله کشور اسرائیل) و دیگری ضربه زدن به دشمنان در قلب شهرها و سرزمینهای خودشان ( مانند 11 سپتامبر در آمریکا ).

◄ اینجاست که من از آقای توکلی و سایر اپوزیسیون ایرانی سئوال میکنم که آیا دقیقأ این طرح و برنامهء اسلامگرایان عرب تبار در ایران با انقلاب 57 تا کنون عملی نشده است و قدم به قدم اصول و برنامه های آنها را بعلاوه منافع قومی تُرک تباری را علی خامنه ای اجرا نکرده است و نخواهد کرد ؟، چرا این استراتژیهای عرب تباران در هیچکدام از خودِ کشورهای عربی و جهان عملی نشد و فقط در ایران ما با انقلاب 57 عملی گردید ؟!!!. آیا اپوزیسیون چپ و راست، دینی و غیره دینی، روشنفکران دینی و لائیک ایران به پیروی از خمینی اجرا کنندگان تئوریسین های این عرب تباران فوندامنتال اسلامی تروریست نبوده اند، آیا امروز همین اپوزیسیون ایرانی با کوبیدن ملّت و کشور اسرائیل به طرفداری و حمایت از این تئوریسین عرب تبار محسوب نخواهد شد، آیا کوبیدن و یکطرفه مقصر دانستن یهودیان و حکومت اسرائیل، حمایت آگاهانه و ندانم کاری اپوزیسیون ایرانی از نظام جمهوری اسلامی و از رهبر انقلاب اسلامی علی خامنه ای این رهبر تروریستهای اسلامی در جهان نیست ؟ بالاخره این اپوزیسیون ایرانی چند قرن دیگر و به چند تجربهء تلخ دیگر نیاز دارد تا بخود آید  و با خردگرایی به مسائل بنگرد ؟

◄ پشتیبانی از نظام جمهوری زیر پوشش، صلح و دمکراسی خواهی

 ● طبیعی است که وظیفه مبرم ما ایرانیان هست که در کنار جهان دمکراتیک به پیشبرد صلح در منطقه و در بین مردم اسرائیل و عرب فلسطین دامن بزنیم و هر گونه تندروی و خشونت را از هر دو طرف محکوم کنیم، امّا در پشت مسئلهء دعوایِ بین نظام اسلامی تهران و اسرائیل دیدگاههای مختلفی هست که  طیفی از آنها در این میان در پوشش صلح و ضد جنگ از وجود نظام جمهوری اسلامی پشتیبانی میکنند، سخنران بعد از من آقای سینایی از این گونه افراد هستند که گذشته از هم تبار بودن با آقای خامنه ای، در جبههء بسیار راست اتحاد جمهوری خواهان ایران قرار داشت، و با موضعگیری و اصلاح طلبی بسیار راست خود به حمایت از نظام جمهوری اسلامی باعث فروپاشی و انحلال در این اتحاد شد.

آقای سینایی (نام مستعار ایشان هست) آن شب از دارایی ها و طلاهای پس انداز جمهوری اسلامی، از توان رزمی آن، از ضعف و زبونی کشور و ارتش اسرائیل سخن به میان آورد، و گفت جمهوری اسلامی حوزهء امنیّتی و  استراتژی کشور روسیه میباشد و در صورت وقوع جنگ روسیه برای آن پُل هوایی ارتباطی بر قرار میکند، و یا اینکه جمهوری اسلامی موفق شده است، یک هلال شیعه گری از ایران، عراقف سوریه، تا جنوب لبنان را ترتیب دهد، جمهوری اسلامی هم مرز و مشرف بر سرزمین اسرائیل هست، جمهوری اسلامی هوادران جهانی دارد، جمهوری اسلامی چنین هست و چنان.

● من در پاسخ آقای سینایی گفتم که ما ایرانیان دوست نداریم مانند دورهء قاجاریان  محمدعلیشاه  در حوزهء امنیّتی و استراتژی تزار روسیه باشیم و نمیخواهیم مانند آن زمان جزء ممالک محروسهء کشور مانند روسیه باشیم، روسیه در زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سه دایره نظامی و امنیّتی قرمز دور جهان غرب کشیده بود و پایگاههای کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا از جمله عراق، سوریه، لیبی و مصر را در اختیار خود داشت، و بخش عظیمی از دریای میانه و شاهراهای آبی و خشکی را کنترل میکرد و قوی ترین پایگاه دریایی را در دریای میانه داشت، و جهان سوسیالیسم و ورشو پاکت را داشت، نتوانست کاری بکند، اکنون میتواند جهان غرب را از پای درآورد ؟ چنین افرادی هدفمند رژیم اسلامی خامنه ای را تشویق میکند که بنا به منافع تُرک تباری ایران را به ویرانی بکشاند، چنین افرادی غم ایران و تمامیّت ارضی آنرا ندارند.

● این خط و هلال شیعه گری علی خامنه ای از ایران، عراق، سوریه، تا جنوب لبنان جز بدبختی و ویرانی و منزوی شدن در جهان برای ما ایرانیان نتیجهء دیگری نداشته است، این اسلامی که تُرک تباران رهبری شیعه گری آنرا در ایران از صفویان تا کنون بر عهده دارند و رهبری بخش سنی گری آنرا از قرن 13 تُرکان عثمانی تا کنون بر عهده دارند جز عقب ماندگی و سیه روزی برای ما ایرانیان ارمغانی نداشته است

● اگر به قول آقای سینایی ایران جزءِ حوزهء امنیّتی و استراتژی روسیه هست، در مقابل کشور و ملّت اسرائیل هم عضو لاینفک حوزهء امنیّتی و استراتژی ایالات متحدهء آمریکا و اروپا و جهان دمکراتیک و سازمان بین الملل و سلزمان ناتو هست، در این میان هیچ کاری از روسیه ساخته نیست. من به آقای سینایی در حضور 130 نفر حاضر در این جلسه گفتم که با زبان تُرکی به علی خامنه ای و رهبران حکومت ترکیه بفهماند که برای منافع تُرک تباری خود دست از سر ملّت و سرزمین ایران بر دارند. اگر علی خامنه ای راست میگوید که با اسرائیل و آمریکا بر سرموضوع عدالت اجتماعی مشکل دارد، ترکیه نماینده آمریکا و ناتو مبباشد، در منطقه صد برابر اسرائیل جنایت ها را مرتکب شده است، چرا علی خامنه ای ایران را به ترکیه فروخته است و با رهبران این کشور کوچکترین اختلافی ندارد.

◄ کشور ترکیه و مردم ایرانی تبار کُرد، محور سیاست ماست.

● از سال 1925 میلادی که کشوری مصنوعی در نتیجهء اختلافات جهانی بر روی جغرافیای آسیایِ کوچک(ترکیه امروز) بنام ترکیه بوجود آمد، نزدیک به یک سومّ جمعیّت این سرزمین بنام مردمان کُرد مورد حمله کلاسیک نظامی قرار گرفته است. سرزمین آنها تصرف گریده است، نزدیک به 50 هزار نفر کُرد بوسیلهءِ ارتش ترکیه کشته شده است، بیش از 2000 روستا و شهرک و شهر ویران شده است. در حقیقت فلسطین واقعی یعنی مردم و سرزمین کُردها در بغل گوش اپوزیسیون ایرانی مورد ستم چند گانه قرار گرفته و  دربدر و بی کاشانه شده است، امّا تا کنون ایرانیان و اپوزیسیون سیاسی آن رآکسیونی بر علیه حکومتهای ترکیه و مردم تُرک از خود نشان نداده است، امآ حکومت اسرائیل و ملّت یهود را به با انتقاد گرفته و میگیرد !!!.

● اگر بطور دقیق بررسی شود معلوم خواهد شد که سرطان واقعی در منطقه و در خاورمیانه نه کشور و ملّت اسرائیل هست، بلکه کشور ترکیه و عملکرد و سیاستهای حکومتهای این کشور است. سرنوشت ملّت کُرد در منطقه با آیندهء ایرانیان پیوندی مستقیم دارد، امّا کشور اسرائیل و مردم یهود بجز روابط دوستی، هیچ نقشی را در آیندهء ایران ندارد. برجسته کردن اسرائیل و فلسطین باعث شده است، که پاک سازی نژادی مردم کُرد بوسیله ترکیه در نزدیک به یک قرن در سایه قرار گیرد و فراموش شود.

● وظیفهء نزدیک به چهار صد میلیون مردم عرب تبار در خاورمیانه و شمال آفریقا است که به کمک هم تباران عرب خود در فلسطین بشتابند و اختلافات را با اسرائیل با کمک جامعهء جهانی حلّ کنند. برای ایرانیان دلیلی وجود ندارد و در حوزهء منافع ملّی ما هم نیست که وکالت مردم فلسطین را در مقابل اسرائیل بر عهده بگیریم.

● وظیفه اصلی ما ایرانیا هم پرداختن به منافع ملّی خود و همکاری نزدیک با مردمان کُرد و تعهد در مقابل سرنوشت این مردم در منطقه است، ملّت اسرائیل و ملّت ایران، و ملّت کُرد در منطقه در یک جبهه قرار میگیرند و منافع مشترک و رقیبان مشترک دارند، امّا علی خامنه ای بسود منافع تُرک تباری در مقابل اسرائیل و ملّت کُرد ایستاده است.

● اسرائیل و مردم یهود رقیب و دشمن ما ایرانیان نبوده و نیست و اصولأ زمینه ای وجود ندارد که بنای دشمنی را بین دو ملّت اسرائیل و ایران بگذارد، استراتژی محوری ما بعد از دفاع محکم از سرنوشت مردم کُرد در ترکیه و منطقه، استراتژی امنیّت و تمامیّت ارضی کشور ما در ناحیه خلیج فارس میباشد، رقیبان ما کشور اسرائیل نیست، کشورهای  عربی عضو شورای هماهنگی خلیج فارس، و لیگ عربی، و کشورهایی مانند عربستان سعودی و کشور مصر هست. تنها کشور و مردمانیکه میتوانند ایرانیان را در مقابل پان ترکیسم و پان عربیسم یاری رسانند، مردم و حکومت اسرائیل و مردم کُرد ایرانی تبار هست.

آقای کیانوش توکلی به عمق موضوع بخوبی پی برده اند و عواقب جنگ بین ایران و اسرائیل را بدرستی و جامع از چند زاویه مورد تحلیل قرار داده و آنرا در این گفتار ویدئویی خود بخوبی بیان داشته، امّا صورت مسئله را یکطرفه و اشتباه انتخاب کرده اند، تفاوت دیدگاه من با آقای کیانوش توکلی، در این هست که آقای توکلی میگذارند که مرض و بیماری سر تا پای کالبدی را فرا گیرد، آنوقت میگویند که حالا باید چکار کرد، ولی نظر من بر این متمرکز هست که علل مرض چیست و کیست؟ و چرا نباید قبل از وقوع بیماری از آن جلوگیری کرد !!!

● آقای توکلی در جستجوی مداوای مریض و مرض هست، من در تکاپوی علل مرض و بیماری هستم، و قطعأ اعلام میکنم که علل مرض و عامل همهء بدبختی ها و هر جنگی نظام جمهوری اسلامی است، نه کشور و ملّت اسرائیل! برای اثبات این نظراتم حاضر به دیالوگ با هر کارشناسی خواهم بود.

● علی خامنه ای با تغییر موضع سیاسی و ایدئولوژیک و با بیان چند کلمهءِ ساده خطاب به جامعهء جهانی و ملّت اسرائیل در ظرف یک ساعت همهء بحرانها فرو خواهند نشست، و ایران و ملّت ایران با چهرهءِ واقعی خود به خانوادهء جهانی بازخواهد گشت.

لینک گفتار آقای توکلی در زیر

http://www.iranglobal.info/node/9453

|آگوست|2012|آلمان| ناصر کرمی|

ایمیل نویسنده:

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s