منطق برای متعصبان مذهبی

علیه فرهنگ ترس

حمید آقایی

• احساس ترس جزئی از وجود انسان است و بعنوان یک احساس طبیعی و بشری شناخته میشود. اما انچه که ما در حال حاضر شاهد آن هستیم و مورد توجه این یادداشت است فرهنگ ترس و عوارض ناشی از آن میباشد. فرهنگی که در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی به اشکال مختلف تعمیق و گسترش داده شده است … ادامه مطلب

دین و توهین، نوگرایان دینی وناباوران، جلال ایجادی

در مقابل هیاهوی دینداران سکوت نمیتوان کرد و برعکس با تمامی توان با استفاده از علم و منطق عقلی که تنها ابزار راهگشای ما انسان هاست، میتوان پرده از خرافات و هجویات مذهبی برداشت. توان و نیروی تاریخی ما به لحاظ مذهب اسلام ویران گردید، ایران با اسلام باخت. ادامه مطلب را در این صفحه بخوانید

تمرين برای نکشتن، جواد طالعی

ما، وقتی می‌بينيم طناب دار را به گردن انسانی می‌اندازند و سکوت می‌کنيم و حتی به تماشای جان کندن او می‌ايستيم، در قتل او شريک شده‌ايم. اما شريک قتل شدن، به همين خلاصه نمی‌شود. وقتی می‌بينيم شخصيت انسانی را در برابر همگان پايمال می‌کنند و سکوت می‌کنيم، … ادامه مطلب را در اینجا بخوانید

حماقت و خشونت با هم، ترکيب بدی است، گفت‌وگو با سلمان رشدی، برگردان از الاهه بقراط           

ملاحظه و احترام و عدم اهانت، اينها همه نام مستعار ترس هستند. ما اين افتخار را داريم که در اندک کشورهايی اين امتياز را داشته باشيم که هر چه می‌خواهيم بگوييم. کشورهای کمی هستند که ما در آنها از اين موهبت برخورداريم. بايد ارزش آن را بدانيم. همه کشورهای ديگر اين موهبت را مطالبه می‌کنند و ما آن را داريم! اجازه ندهيد طوری رفتار کنيم که انگار به اين موهبت نيازی نداريم(ويژه خبرنامه گويا).ادامه مصاحبه با سلمان رشدی را در اینجا بخوانید

==================

آیا تقدس زادیی بمعنای اهانت به مقدسات است

حمید آقایی

• بنظر میرسد که تقدس یابی و سپس تقدس زدایی یک امر بسیار طبیعی و عادی در تاریخ تکامل انسان باشد. در هر دوره ای اما آنان که از مقدساتشان تقدس زدایی میشده است، هر گونه نقد و تلاش برای تقدس زدایی را به منزله اهانت به مقدساتشان می شمارده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۷ تير ۱٣۹۱ –  ۷ ژوئيه ۲۰۱۲

«تمام حقایق بزرگ در ابتدا توهین به مقدسات تلقی میشوند، سپس به مسخره گرفته میشوند و در نهایت بعنوان امری بدیهی پذیرفته میشوند.»
جرج برنارد شاو

زمانی که پیامبر اسلام از بت های قبیله قریش تقدس زادیی کرد و آنها را سرنگون ساخت و الله را جانشین آنها کرد با موجی از مخالفت از طرف قبیله قریش روبرو شد. به گواه تاریخ اما پیامبر اسلام پس از سیزده سال، بدلیل عدم حمایت گسترده قبیله قریش از پیامش، ناچار به ترک مکه گردید. و سرانجام، سالها پس از این واقعه، خدای پیامبر اسلام پدیده ای مقدس و بسیار بدیهی تلقی شد و خانه او قبله گاه مسلمانان گردید.
با آغاز فصل روشنگری در اروپای غربی، بتدریج بر فلاسفه و اندیشمندان مغرب زمین آشکار شد که اعتقاد به خدای واحد، که دگماتیزمِ ناشی از آن در دورانهایی از تاریخ بشر مصائب و جنگهای بیشماری را به ارمغان آورده است، در واقع امر انعکاسی بوده است از نیازهای درونی خود انسانها؛ و بعبارتی، واکنشی فلسفی و عرفانی در برابر ترسها، امیدها و آرزوهای آدمیانِ هر دوره بوده است. بگفته دیگر، آنچه که بعنوان یک موجود مستقل و خارج از انسانها و این جهان معرفی میشده است افسانه ای بیش نبوده و وجود خارجی نداشته است. این پروسه با اعلام مرگ خدا توسط فردریش نیچه به پایان خود نزدیک میشود و سر آغازی برای شکوفایی پست مدرنیسم، سکولاریزم و امانیسم میگردد. در واقع با اعلام مرگ خدا دوران جدیدی از تقدس زدایی از مقدساتی که خود انسانها، بنا به نیازهایشان بوجود آورده بوده اند، آغاز میشود. البته اندیشه های سکولار و امانیستی نیز از قانونمندی و سرنوشت مقدس و مطلق شدن استثنا نشدند و ما در دورانهایی نیز شاهد حکومتها و رهبران در ظاهر سکولار، اما بشدت ایدئولوژیک و مقدس نیز بوده ایم.
بنظر میرسد که تقدس یابی و سپس تقدس زدایی یک امر بسیار طبیعی و عادی در تاریخ تکامل انسان باشد. در هر دوره ای اما آنان که از مقدساتشان تقدس زدایی میشده است، هر گونه نقد و تلاش برای تقدس زدایی را به منزله اهانت به مقدساتشان می شمارده اند. برای مثال اقدام پیامبر اسلام در سرنگونی بتهای قبیله قریش قطعا در نزد معتقدین به آنها بعنوان اهانت تلقی میشده است، اگرچه همین قبیله بعدها به خدای محمد ایمان می آورد و مقدسی دیگر را جانشین مقدسات قبلی اش میکند. و یا زمانی که آشکار شد که بسیاری از داستانهای نوشته شده در کتب دینی از نظر تاریخی سندیتی ندارند و افسانه ای بیش نیستند بسیاری آنرا بعنوان توهین به مقدساتشان تلقی کردند در حالیکه همین واقعه برای برخی دیگر تابوشکنی و تقدس زادیی بود.
البته تا آنجا که یک امر مقدس در محدوده اعتقادات شخصی بماند و پاسخگوی نیازهای روحی و حتی سوالهای فلسفی انسانها باشد، بعنوان یک اعتقاد شخصی قابل احترام است و توهین و تمسخر آن خارج از اصول اخلاقی و انسانی است و بنابراین مردود میباشد. اشکال اما آنگاه پدیدار میشود که این موجود مقدس از محدوده خود خارج میشود و دامنه قداست خود را گسترش میدهد.
برای نمونه تا آنجا که اعتقاد برخی از هندوها به تقدس گاو در محدوده خودشان باقی بماند و گاو پرستان قصد صدور و تحمیل این اعتقاد را نداشته باشند میتوان این اعتقاد را بعنوان یکی از هزاران عقاید و مقدسات پذیرفت؛ و یا تا زمانی که اعتقاد به خدا و تقدس او در محدوده خاص خود، بعنوان یک پدیده مستحقِ عبادت، باقی بماند قابل فهم است و توهین به آن و یا تحقیر این اعتقاد مذموم است. به همین علت است که در اکثر کشورهای اروپای فقظ مجازاتهایی (البته بسیار محدود و نه تکفیر و اعدام) برای توهین به خدایِ هر مذهب در نظر گرفته شده است. برای مثال ماده ۱۶۶ از قوانین جزایی در آلمان به این مسئله اختصاص داده شده است و یا ماده ۱٨٨ از قانون مچازات عمومی اطریش مربوط میشود به اهانت به خدا. البته همین قوانین در انگلستان از قانون مجازات عمومی حذف شده اند و یا در امریکا دادگاه عالی قضایی نظر داده است که این نوع مجازاتها با قوانین اساسی در تضاد هستند.
این مجازاتها که محدود به جزای نقدی و یا حبس کوتاه مدت میشوند، تنها با این دلیل وضع شده اند که در واقع یکی از وظایف دولت سکولار حفظ آزادی مذاهب و تامین و تضمین زندگی مسالمت آمیز مذاهب در کنار یکدیگر میباشد.
اما در اسلام و بویژه در مذهب شیعه دوازده امامی و غلو گرِ آن و بطور مشخص در جمهوری اسلامی دامنه این تقدس بسیار بسیار فراتر از خدای واحد شده است. برخلاف مسیحیت، کتاب آسمانی مسلمانان مقدس و خدشه ناپذیر است. پیامبر اسلام و امامان، معصوم و از خطا بری اند؛ و فقهای شیعه و علمای دین بعنوان جانشینان امام غائب غیر قابل انتقاد میباشند. بگونه ای که هرگونه نقد و پرسشی توهین به مقدسات و مقامات قدسی دین تلقی میگردد.
در مقابل اما در دنیای مدرن، مقدسات بتدریج جایگاه واقعی خود را یافته اند و از آسمان نازل، زمینی و انسانی شده اند. سنگین ترین مجازاتها در قوانین جزایی برای قتل انسانها و گرفتن حق حیات از دیگران در نظر گرفته شده اند و اعمال سرکوبگرانه حکومتهای مستبد تحت عنوان جنایت علیه بشریت محکوم میگردند و نه جنایت علیه خدا و یا مقدسات دیگر.
بعبارت دیگر در دنیای مدرن خوشبخانه این حیات و زندگی انسان و نسلهای آینده است که مقدس شده اند. در نزد انسان مدرن و امروزی بهبود کفیت زندگی و انتقال کیفیت بهتر زندگی به نسل آینده مقدس و با ارزش گردیده اند. و البته امر مقدسی که بدلیل ریشه در انسانِ زمینی و نیازهای حیاتی اش نسبی و متحول شونده است.
در وافع امر آنچه که مقدس اما در عین حال شونده و متحول است دامنه گسترده پدیده حیات بر روی این کره خاکی است. دامنه ای که بسان دامنه های یک کوهِ سر به فلکش کشیده، زمینه ای پر تنوع را برای کوهنوردان آماده کرده است. کوهنوردانی که گاها در مسیر صعودشان دلخوش به درختی، چشمه ای و یا صخره ای زیبا میشوند و پایبند آن میگردند، سپس آنرا مقدس می شمارند و در نهایت از ادامه صعود باز میمانند.
تجربه تاریخ و این نگاه زیبا و طبیعت شناسانه به تقدس نشان میدهد که آنچه که مقدس است میتواند روزی از مقام قدسی اش فرو افتد و نامقدس شود. در واقع این پروسه تقدس یابی و تقدس زادییِ متوالی و پی در پی، روی دیگر سکه‍ی جستجوی انسان برای یافتن پاسخ به سوالهای همیشگی اش است. در این مسیر، انسان هرگاه به پاسخی دست یافته تصور کرده است که پاسخ نهایی را پیدا کرده است و خودرا به آن سپرده و عابد و بنده آن شده است؛ و زمانی که پاسخهای یافته شده کارایی خودرا از دست دادند آنها را رها کرده و به جستجوی دوباره گمشده خود برخاسته است. تجربه نیز نشان داده که تحقیر و تمسخر مقدسات دیگران و بکارگیری روشهای خشونت آمیز در تقدس زادیی نتایج برعکس داشته اند و معتقدین را پایبندتر و محکمتر ساخته است. در مقابل اما باید مجددا تاکید کرد که هر تقدس زدایی و نقد اصولی و عاری از خشونت برابر با توهین به مقدسات نیست.

حمید آقایی

تنبلی فکری کسانی حد و حساب ندارد.  اینان بجای اینکه فکر کنند و با عقل و منطق و بر اساس  معیارها و ارزش های خود تصمیم بگیرند، برای سادگی کار که در واقع پوششی برای تنبلی فکری اشان است، می آیند و دست بدامان یک آخوند میزنند و استفتاء میکنند که مثلآ بله فلان شخص فلان کار را کرده یا  بهمان چیز را گفته یا نوشته و حالا تو ای آخوند رهبر بیا و بگو که ما چه باید بکنیم. عجب.  به این میگن توده و رمه.

سلمان رشدی یک کتابی نوشت حالا خوب یا بد اما چرا متعصبین بجای خواندن کتاب و  نقد صحیح آن  یکهو  خمینی  بقول مذهبیون فتوا میده که طرف باید کشته بشه و  یکعده  بی مخ هم میرن که طرف را بکشن.

  شاهین نجقی  بعد از خواندن آهنگ نقی هم به یک همچون  بلایی مبتلا شده.

 این اوج بی منطقی است که مدهبیون متعصب  اگر چیزی را باب طبع خود ندیدند فوری بدون منطق دستور کشتن طرف را میدهند.

عده ای میگویند که اسلام با زور و کشتار بر  جواتمع بسیاری از جمله ایران  مسبط شد.مدهبیون متعصب این را رد می کنند. کاری که فتوا دهندگان امروزی می کنند در واقع ادامه همان سنت زور و اجبار و بی منطقی است و کشت و کشتار.

برای دفاع از آزادی اندیشه  و در دفاع از حق انسانها همه ما شاهین نجفی هستیم و سلمان رشدی .

ترانه شاهین نجفی در یوچوب

http://www.youtube.com/watch?v=4rDXhjIN030

Advertisements

3 پاسخ به “منطق برای متعصبان مذهبی

  1. من شخصا با اهنگ شاهین جان مشکلی ندارم . ولی اون یه اهنگ سیاسی نبود اهنگی بود که با عقیده یک ملت بازی کرد
    و و شاهین جان حق بده که به صورت خیلی بدی با تو بر خورد بشه به نظر من یه اهنگ عذر خواهی بخونی بد نیست . و دوباره همون سیاسی بخونی بهتره تا با اعتقاد مردم بازی کنی.. دوووووووووووووووووووووست دارم

    جواب وبلاگ بنکی به کامنت نویس عزیز: این به اصطلاح اعتفادات مردم چماقی است که همیشه بر سر آزادی زده اند. اگر احترام به اعتقادات اکثریت به معنای سانسور نظر و عقیده فردی باشد آنوقت مسئله احترام لوث میشه و به سرکوب و دیکتاتوری تبدیل میشه.
    در دبکتاتوریها ذهنها را طوری تربیت کرده اند که همیشه به انواع بهانه های واهی آزادی فکر و اندیشه را محدود کرده اند. روزی تحت عنوان بی اخترامی به دین، روزی تحت عنوان بی احترامی به اعتقادات اکثریت مردم و روزی تخت عنوان بی اخترامی به رهبر یا اسلام با هر زهر مار دیگری.
    اصلا سخنگوی این اکثریتی که شما از آن نام می برید چه کسی هست
    آیا از این اکثریت مورد ادعا سئوال شده یا همینطوری همه مردم را پشت عقیده حود فرض می کنید و به خود حق می دهید که از جانب همه آنها صحبت کنید. این یعنی دیکتاتوری
    در دمکراسی های غربی هر کسی حق دارد حرف خود را بزند خالا خرفش ضد پادشاه و ملکه یا مذهب اکثریت یا افکار عده ای و یا هر چی میخواهد باشد
    اخترام به اکثریت نباید به معنای سرکوب اقلیت باشد و گرنه دیکتاتوری است.
    به این دلیل من شخصآ به مخالفان فکر و اندیشه و اعتقادات و باورهایم حق می دهم که ارزشها و باورهای مورد اعتقاد من را مورد سئوال قرار دهند و ختی مورد استهزا قرار دهند و از آنها جوک بسازند و یا نفی کنند. و من از خق آزادی بیان آنها دفاع می کنم هرچند اعتقادات و باورهایم را مورد سئوال قرار می دهند.
    موفق باشی

    • من از سياست خوشم نمياد و واردش هم نميشم فقط ميخوام بدونم شاهين نجفي چي شد و در حال حاظر باز هم آهنگ جديد ميخونه يا نه اگه نميخونه چرا اگه هم ميخونه اسمه اهنگش چيه همين . ممنون براي شما ارزوي موفقيت ميكنم

      • آهنگ جید شاهین نجفی «تو حلقم» نام دارد و آدرس ویدئو آن روی یوچوب اینه»

        این هم شعر آهنگ:
        مود خوب و بوی عود و دود و دی وی دی وودی آلنت تو حلقم
        موزیک ملو ولب جلو پوست هولو سینه ی سیلیکونیت تو حلقم
        شب و شام و ربدشامبر وشعر شاملو شراب و جامت تو حقلم
        اون سوشی و گوشی و موشی عروسکت و ماشینی که توشی تو حلقم
        اون سی دی بتهوون و نقاشیت با پهنو/ اون رقص مدرن و راه رفتن مث یه فشنو
        اون لهجه ی خارجی و کتابای نخونده/ اون ددی و مامی گفتنت تو حلقم
        اون سفر خارجه رفتنت تو حلقم / اون پایین شهرو ندیدنت تو حلقم
        رو همه چی چشم بستنت تو حلقم
        از رفاقتت با همه ی آدم معروفا و/ از عکسات تو دبی ،مالزی با ککتل و مایو
        از بطری بازی روشنفکری و سوییچ پارتی/ از شعر سپید ناشی از اسید و ال اس تی
        از چندشت از آغاسی و جواد یساری/ از حس گرفتن سگیت با صدای پاواروتی
        از پیانوی خاک خوردت توی خونه/ از گیتار آویزون توی آشپزخونه
        از کلاس مدیتیشن و لاس خشکه تو یوگا/ از انزجارت از شاهین و شعر بگا مگا
        از دهن کجیت به گیلک و ترک و کردستانی/ تو یکی ایرانی هستی بقیه شهرستانی
        تو بیف استروگانف می خوری من کله پاچه/ لب گرفتن تو بوسه،واسه ما همون ماچه
        من قاطی خلقی ام که فقیر و آس و پاسه/ من صدای دهاتم این خودش واسم کلاسه
        صدای من صدا نیست این صور استفراغ/ نه مرثیه نه ناله غم غربت باغه
        تو کوری نمی بینی چقد سنگینه این بار/ یه روزی کم میارم میگم خدانگه دار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s